ويژگي هاي معلم پرورش دهنده ي خلاقيت
مربي يا معلمي كه مي خواهد يك كلاس ويژ ه ي پرورش خلاقيت را اداره كند و يا اين كه علاقمند است در جريان تدريس روزمره ي خود به طور جدي پرورش خلاقيت دانش آموزان را هم مدنظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصيات و نگرش هاي ويژ ه اي كه با ماهيت و فرآيند خلاقيت مناسبت دارد ، برخوردار باشد ،مطمئنا در كار خود بسيار موفق تر عمل خواهد كرد. البته يك چنين معلمي حتما لازم نيست كه خودش فردي خلاق باشد ،اما اگر چنان چه شخصا از مهارت هاي اساسي خلاقيت برخوردار باشد و بتواند عملا از آن ها استفاده كند ،بدون شك در پيش برد و هدايت كلاس و تاثير گذاري بيش تر و بهتر بر دانش آموزان خود موفقيت بيش تري كسب خواهد كرد....
ادامه مطلب...
با توجه به اینکه هر روز به همکاران وبلاگ نویس افزوده می شود و تعدادی از همکاران در مورد قرار دادن عکس و لینک و آپلود در سایت های آپلود رایگان مشکل دارند( هر چند در سایت ها و جاهای بسیاری توضیح داده شده )، بنابراین با اجازه شما عزیزان به صورت تصویری روش آپلود در سه سایت box.net - 4shared و persiangig ( که هر سه رایگان هستند ) و نحوه قرار دادن در وبلاگ ( بلاگفا ) را حضورتان برای دانلود قرار دادم. امیدوارم در صورت وجود اشکال در نوشته هایم مرا راهنمایی کنید.
1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
...
ادامه مطلب...
گنجشک با خدا قهر بود.
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
" می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که
دردهایش را در خود نگاه می دارد ."
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،
گنجشک هیچ نگفت و …
خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. "
گنجشک گفت : " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.
تو همان را هم از من گرفتی.
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ "
و سنگینی بغضی راه کلامش بست…
سکوتی در عرش طنین انداخت. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: " ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو
از کمین مار پر گشودی. "
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به
دشمنی ام برخاستی! "
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت
خدا را پر کرد...
برگرفته از وبلاگ یکی از همکاران....
با تشکر از همکار گرامی خانم حیدری به خاطر ارسال این داستان
آييننامه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و تربيتي دوره ابتدايي
(مورد تاييد كميسيون اساسنامه ها و مقررات تحصيلي شورای عالی آموزش و پرورش)
مقدمه:
در اجراي مصوبه هفتصدوشصت و نهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 18/4/1387 آيين نامه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و تربيتي دوره ابتدايي به شرح زير مي باشد:...
ادامه مطلب...
5 قدم وجود دارد که با مدیریت زمان و به موقع انجام دادن هر کار، میتوانیم به موفقیت بیشتری دست پیدا کنیم. ...

ادامه مطلب...

